هواخواهی گروهی و نادانی اکثریت جامعه فجایع تلخ دوران امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان علیهم‌السلام را رقم زد

هواخواهی گروهی و نادانی اکثریت جامعه فجایع تلخ دوران امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان علیهم‌السلام را رقم زد.

💠 گزیده بیانات آیت‌الله یثربی مدظله
در مجلس روز عاشورا
تیر ۱۴۰۵ / محرم الحرام ۱۴۴۸ 🔻

● امام صادق علیه‌السلام خطاب به جدّشان حضرت اباعبدالله می‌فرمایند: خون شما به محض ریخته شدن زلزله‌ای بس عظیم در عرش الهی ایجاد کرد و در عالم خُلد مأوا گرفت.
مقام تمام آن شهدا حتی آن غلام ساده‌ای که با تقاضا از حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام برای نبرد در رکاب ایشان جنگید و به شهادت رسید چنان است که تمام انبیای الهی و ائمه معصومین علیهم‌السلام در زیارت خود و برابر ضریح تمام آن شهداء، ضمن زیارت، به مقام‌شان عرض ادب می‌کنند.

● برخی از مسلمانان که با ایشان همدل بودند به محض اطلاع از سفر آن حضرت به سمت عراق و کوفه با احتمال شدت برخورد توسط یزید، در صدد ممانعت ایشان از این سفر بودند اما آن حضرت ضمن بیان اینکه از همه چیز آگاه‌ام فرمودند: انجام این سفر یک دستور و برابر اراده الهی است و حتی در برابر تقاضای آن عده از مسلمانان از ایشان که لااقل خانواده و فرزندان را با خود همراه نکنید، تاکید کردند که همراهی آنان با من نیز که پس از شهادت‌ام به اسارت آنها می‌انجامد نیز دستور الهی است.

● این‌که اراده الهی در همراهی خانواده و فرزندان حضرت سیدالشهدا در کربلا و در غروب عاشورا به اسارت آنان انجامید برای این بود که (بنابر زیارت اربعین) به واسطه این مصیبت عظیم، جامعه از نادانی و جهل و سرگردانی و عدم توان شناخت حق از باطل نجات یابند.

● احیای کمالات انسانی و روشنی بخشی به ذهن و فطرت انسان‌ها و که همانا هدایت آنان است، چنان جایگاهی نزد پروردگار دارد که خون امام معصوم علیه‌السلام برای آن ریخته می‌شود.
ادیان الهی از ابتدا ابزاری برای هدایت و توسعه کمال انسانی بود اما به تدریج گروهی با هوشمندی شیطنت آمیز و نیّت باطل از مجرا و مسیر دین به اسارت انسان‌ها و به بردگی گرفتن آنان پرداختند و از ابزار دین برای فریفتن مردم و تثبیت تاج و تخت و قدرت بهره بردند حال آن‌که اصل و اساس بعثت حضرت خاتم النببین صلی الله علیه وآله، نه صرف حکومت کردن که برانگیختن دفینه‌های عقلی بشر و خروج او از گرداب جهل و نافهمی بود.

● آن گروه حاکمان ظلم و جور که با هوشمندی از دین ابزاری برای فریفتن مردم ساختند، به مردم فاقد درک و آگاهی قبولاندند که حق یعنی قدرت و حرف حاکم و صاحب قدرت هر چه گفت، درست همان است و چنین بود که از بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه وآله، صاحبان قدرت در دین رخنه کردند و مردم را بوسیله انحراف در دین، به بندگی کشیدند و استمرار آن انحراف تا حکومت یزید، حضرت اباعبدالله الحسین را به حرکتی بزرگ که به حادثه کربلا ختم شد، ملزم نمود.

● معاویه در برهه‌ای خواهان به قتل حجر بن عدی بود اما بهانه و دلیلی نیافت. از شریح قاضی در این باره مشورت گرفت. شریح به معاویه گفت حجر انسانی مسلمان و نمازخوان است که تمام اعمال شرعی و وظایف دینی خود را بجا می آورد اما چون شما حاکم و امیرالمومنین هستی، در کشتن او اختیار داری!
به یقین می‌شود گفت سنگ بنای انحراف از دین کمی پیش از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، و آن‌گاه که ایشان در بستر بیماری بودند و قلم و کاغد خواستند تا وصیت کنند گذاشته شد، آنگاه که دومی با پی بردن به احتمال وصیّتی مهم با جسارت به ایشان، مانع از مکتوب شدن خواسته و فرمان بزرگ رسول الله صلی الله علیه وآله شد.
● روز عاشورا، افراد سپاه کفر با هر ابزاری و با قصد قربت به پیکر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام ضربتی می‌زدند. این رفتار نسبت به حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، نتیجه چند دهه تبلیغات و ایراد بغض و نفرت از روی چندین هزار منبر در بلاد اسلامی علیه حضرت امیرالمومنین علی‌علیه‌السلام از دوره پس از پیامبر مکرم صلی الله علیه وآله تا زمان یزید بود.

● اصلاح طلبی انگیزه خروج حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام بوده و واژهٔ قیام کردن در بیانات حضرت وجود ندارد. این همان هدایت است که وظیفهٔ تمام انبیاء و ائمه علیهم‌السلام است.

جامعه‌ای که حق را مساوی با قدرت ببینند، اسف‌بار است.
یکی از ابتلائات امروز جامعه ما، تلاش عده‌ای برای همسان‌سازی و شبیه‌انگاری اولیا و ائمه اطهار علیهم‌السلام که دارای مقام عصمت هستند با برخی افرادِ قابل احترام است، در حالی‌که که هیچ کس قابل مقایسه با حضرت امیرالمومنین، حضرت سیدالشهدا و حضرت صدیقه طاهره علیهم‌السلام نیست و چنین شبیه‌سازی‌هایی که بخشی از آن توسط صداو سیما هم صوت می‌گیرد، خیانت به اعتقادات مردم است.